ّآه سوختم . آتش گرفتم، به دادم برسيد، مادر جان ! خدايا... دستم قطع شده است. چشمم را بيرون آورده اند ، اي عزرائيل بفريادم برس...!
نور ديده ام کشته شد، فرزندانم يتيم شدند ، آه بدن فرزند عزيزم ريز ريز شدو زير دست و پاي لشکريان لگد کوب گرديد ...
بوي کباب مي آيد، نه، بوي مخلوطي از بريان شدن گوشت و سوختن استخوان است، به همراه اين بو ، ناله و شيون مي آيد . هر کجا بساط کباب پهن شده باشد فرياد سرور و شادي همراه دارد ولي اين بوي کباب همراه ناله وفرياد ، همراه گريه و زاري ، همراه شور و شيون است.
آه اشتباه کردم ، اين بوي بريان شدن برادرم ، بوي سوختن نور ديدگانم ، بوي کباب شدن طفل نازنينم ، بوي نابودي کشتي ستمديده بينواست.
پدر جان ، من گرسنه ام ، کو غذاي شب ما ؟ کو کفش لباسي که وعده دادي؟ کو مخارج تحصيل من ؟ بگو چه کنم ؟ تا کي در مقابل اطفال همسايه و اقوام سربزير باشم؟
_ نور ديده ام چه کنم ؟ بگو چه کنم ؟ کمرم زير بار قرض و ماليات خم شده است . نور چشمم . من در آستانه ورشکستگي هستم . عزيزم اگر من مي توانم روي تورا ببينم و صداي گرم تو را بشنوم ، براي اين است که ورشکستگي من هنوز اعلام نشده. من بايد فرار کنم و از ديدن روي تو محروم باشم ...
آه طفلم نيامد . جوان خوش خط و خالم نيامد. مرا به فراق خود مبتلا کرد.
مي دانم به دست جاسوسان کشته شده يا دست به خودکشي زده و خود را از بيکاري و فقر نجات داده ؟ آه خوابم تمام شد . قدرتم از دست رفت ... .
واقعاً متاسفم ، واقعاً متاسفم براي اين ملت عرب نشيني که هر روز سبيل خود را با يک روغني چرب مي کند .
مگر اين مردماني که فريادشان از عراق ، فلسطين، سودان ... بگوششان مي رسد ، هم زبانشان نيستند مگر آنان عرب ، و از يک نژاد نيستند ؟! پس چطور حاضر مي شوند که با دشمنان آنان، که دشمنان خودشان نيز هستند دست در يک کاسه ببرند.


نمي دانم ، نمي دانم ، آنها تا کي مي خواهند گوشها وچشم هاي خود را به روي حقايق ببندند و با دشمنان هم زبانشان ، هم سفره شوند .
ز هه کي ! خبر نداري ، آنان اگر شراب ، زن ، ثروت و مقام برايشان جور باشد ، ديگر ، ديگران و دوست و فاميل ، برايشان مهم نيست ، ديگر نمي گويند که او که تاديروز ، شما را تحريم مي کرد و به شما حق زندگي نمي داد و مي گفت : عرب بايد نابود شود ، دست جلوشان دراز کرده و به آنها ، به اصطلاح ، اظهار محبت مي کند !.
آخر تاکي، تاکي، تاکي؟؟؟!!!
پينوشت...............................................................................
در اعتراض به سفر بوش به اروپا مردمش اين چنين واکنشي از خود نشان مي دهند و مردم کره جنوبي در اعتراض به واردات گوشت از امريکا تظاهرات بر پا ميکنند و حتي مردم خود کشورش در اعتراض به کارهاي دولت ساکت نمي نشينند و تحصن مي کنند ولي سال گذشته که بوش به عربستان سفر کرد اين چنين واکنشي و مردمش که اينگار هيچ اتفاقي نيافتاده از کنار اين موضوع راحت ميگذرند .


نوشته شده در  يکشنبه 26/3/1387ساعت  10:21 عصر  دستنوشته دلسوخته 
  نظرات شما()

ليست کل يادداشت هاي وبلاگم
[7/6/1387- 9:14 ص] ماه قران
[4/6/1387- 9:48 ص] وقتي حسين درخشان آدم ميشود!!!
[31/5/1387- 10:0 ع] پشت پرده هاي نيمه ي شعبان
[28/5/1387- 12:38 ع] شغلي که خانم ها را به خدا نزديکتر مي کند
[24/5/1387- 5:42 ع] علت تشبه زنان به مردان و بالعکس
[21/5/1387- 3:10 ع] پشت پرده هاي خبرنگاري
[16/5/1387- 10:31 ص] زير خاکي هاي به اصطلاح متمدن
[13/5/1387- 10:43 ص] گند کاري جديد عبادي
[7/5/1387- 9:15 ع] مهد تمدنها
[31/4/1387- 3:25 ع] مطالب سکسي
[28/4/1387- 10:54 ع] اسلام عامل عقب ماندگي شناخته شد!!!
[25/4/1387- 9:50 ص] آيا سياست علت پيدايش شيعه بوده؟
[20/4/1387- 5:58 ع] اسلام ديني عقب مانده !!!!
[آرشيو شده ها]