نمي دانم چطور دسته اي نسنجيده مي گويند : علت پيدايش تشيع تنها يک موضوع سياسي است و ربطي به دين ندارد ، ولي اين سخن اشتباه است : زيرا علت اين پيدايش يک موضوع ديني بوده و اين موضوع هيچ رابطه نزديک يا دوري با سياست نداشته است و پيدايش تشيع از رفتار و گفتار پيمبر اسلام سر چشمه مي گيرد .
رفتار پيغمبر نسبت به علي
1ـ يکي اين که علي را براي مشاورت و برادري خود برگزيد و او را از ابتداي طفوليت تحت تعليم و تربيت خود در آورد، و مطابق ميل خود، آن حضرت تعليم فرموده و هيچگاه در زندگي خود حضرت امير را مورد مؤاخذه و اعتراض قرار نداد .
2ـ همچنين علي بن ابي طالب عليه السلام در ساعات مهم وکارهاي مشکل، نماينده پيغمبر اسلام بود .
3ـ علي سوره برائت را در موسم حج ابلاغ نمود.
4ـ پيامبر گرامي ايشان رابراي کشتن "عمروبن عبدود" و "مرحب" انتخاب فرمود .
5ـ علي را براي نفرين کردن به نصاراي نجران به همراه همسر او، فاطمه و فرزندانش حسن و حسين انتخاب کرد .
6ـ علي بود که پا را روي شانه رسول خدا نهاده و بت ها را شکست.
7ـ علي بود که با رسول خدا در زير يک کساء قرار گرفت.
آري، اينگونه منقبتها که قابل شماره نيست، منحصر به آنحضرت است و هر گاه يکي از اين مناقب را يکي ديگر از اطرافيان پيغمبر داشت ، هياهو بر پا کرده طبلها نواخته ، پرچمها برافرشته و فرياد را به آسمانها مي رسانند .
گفتار پيغمبر نسبت به علي :
نبايد فراموش کرد که رسول خدا به مناسبتهاي زيادي تصريح به فضليت وخلافت علي نمود .
اولين سخن حضرت رسول اکرم درباره علي هنگام نزول آيه " و انذر عشيرتک القربين " بود زيرا رسول اکرم سي نفر را از طائفه خود جمع آوري نموده و از غذاي تهيه شده صرف کردند، سپس رسول خداد فرمود:
"علي وزير و وصي و وارث من است . علي بعد از من خليفه من بر شما است و بايد از او اطاعت نموده به سخنان او گوش فرا دهيد."
آخرين سفارش آن حضرت ( درباره خلافت علي بن ابيطالب داستان غدير خم است که علي را بالاي دست بلند کرده و) فرمود " من کنت مولاه فهذا علي مولاه " هر کس من صاحب اختيار او هستم علي صاحب اختيار اوست. بين اولين سخن آن حضرت و آخرين سفارشش نسبت به حضرت امير سفارشهاي مختلفي است :
رسول خدا به علي مي فرمود تو نسبت به من مانند هاروني نسبت به موسي (که وزير و ياور او بود) و همچنين داستان " علي مع الحق و الحق مع علي " و حديث ثقلين و احاديث ديگري که در کتابهاي اهل سنت نقل شده و آن احاديث را دانشمندان اماميه جمع آوري نموده و دهها کتاب مي گردد و چندين مرتبه چاپ شده و در دست علاقه مندان قرار گرفته است.
من دانشمندي از اهل سنت را نديده ام که در نقل روايات ولايت و وصي بودن حضرت امير اعتراض کرده باشد، بلکه خودشان را به زحمت انداخته و ولايت (که در روايات بوده) که بايد به حکومت و سلطنت معني شود به دوستي و اخلاص تفسير کرده و وصي بودن را منحصر به کفن و دفن نموده اند.
هيچ شکي نيست که اگر يکي از اينگونه احاديث درباره ديگر اصحاب صادر شده بود با آب طلا نوشته و شرحها بر آن مي نوشتند.
با اين بيان اگر شيعيان داد دوستي علي را مي زنند ، و مي گويند رسول خدا تصريح فرموده است و مي گويند :بايد علي از گناه معصوم باشد ، همه بخاطر اطاعت رسول خدا است . آن حديث که مي فرمايند " لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار" و حديث "علي مع الحق و الحق مع علي " است.
اينگونه احاديث است که مورد اعتماد ما شيعيان قرار گرفته و علي را دوست مي داريم. با داشتن اينگونه احاديث راهي براي گمان و تخمين باز نمانده و نمي توان از راه عاطفه و تعصب و يا تقليد و وراثت سخن گفت، با اين مقدمه سبب تشيع موضوع دين و فرمانبرداري از رسول است و مربوط به سياست نيست بلکه مربوط به علم است و هيچ ربطي به هوي هوس ندارد.
پينوشت.................................................................................
ماه رجب است و من دلم نيامد که مطلبي درباره مولا علي عليه السلام ننويسم ، البته اين فقط گوشه اي از فضيلت هاي مولا بود که به قول يکي از علما اگر تمام دريا مرکب و تمام درختان قلم ميشدند باز هم نميتوانستيم فضيلتهاي ان حضرت را بيان کنيم.
پينوشت 2...............................................................................
خوانندگان عزيز ، پست قبلي ام هنوز ادامه دارد ، اين پست را به احترا م مولا علي عليه السلام گذاشتم ، پس منتظر ادامه پست قبلي ام در پست بعدي ام بعد از مراسم اعتکاف باشيد.