1 ـ من نه فقيه هستم ، و نه کسي هستم که بخوام درباره مباني فقهي نظري بدم . ولي اينو نمي شه کتمان کرد که تا کنون ديده نشده ـ و يا به ندرت ديده شده ـ که فقهاي محترم اينگونه نظرات بيرون از دايره فقه را در کنار نظرات فقهي خود قرار بدن و خداي نخواسته در پي آن باشند که از فقاهت خودشون براي اثبات يک نظر غير فقهي استفاده کنند !
حال ميرويم سر اصل مطلب.
2 ـ مدتي است آقاي صانعي در بستر فريبي که برخي از افراد و گروه هاي آلوده سياسي پيش روي ايشون گذاشتن ، نظراتي غير فقهي ، غير اسلامي و در تضاد آشکار با نظرات صريح حضرت امام(ره) مطرح مي کنه و عجيب و تاسف آور آن که برخي غير قابل توجيه است ، نوشتن اين يادداشت نيز ضرورتي نداره ، زيرا نظرات بي پايه و اساس از اين دسته کم نبوده و نيستند ولي مهم اينه که ما از نظر امام مايه نمي ذاريم .
3 ـ اکنون به جديدترين اظهار نظر آقاي صانعي که اوايل ارديبهشت ماه جاري در مصاحبه با سايت اينترنتي آفتاب ابراز داشته و علاوه بر سايتها و رسانه هاي مدعي اصلاحات با استقبال گسترده رسانه هاي ضد انقلاب روبرو شده است تو جه فرماييد :« همان گونه که بارها گفته ام ولي گوش شنوايي وجود ندارد و فرياد ما نيز به جايي نمي رسد ، ايجاد تغييرات در قانون مجازات اسلامي ضروري است اما نه به دليل نسخ ، بلکه بر همان مبنايي که ميرزاي قمي فرموده که حدود ، تنها اختصاص به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام دارد که از چند و چون آ ن اگاه است .»
مطابق اين نظر آقاي صانعي ، اجراي بسياري از قوانين اسلام و از جمله حدود اسلامي تنها بعد از ظهور حضرت صاحب الزمان امکان پذير است و در دوران غيبت ان حضرت ، بايستي اجراي حدود الهي تعطيل بشه. توجه کنيد که آقاي صانعي نميگه اين قوانين اسلامي اعتبار نداره ! و يا نسوخ شده ! بلکه معتقده اجراي آنها بايد تا ظهور حضرت بقيه الله الاعظم به تعويق بيافته !
نتيجه اين ديدگاه آقاي صانعي دقيقا همان نظريه انحرافي « جدايي دين از سياست » است که تشکيل حکومت اسلامي را قبل از ظهور حضرت صاحب الزمان عليه السلام ، نه فقط غير ضروري ، بلکه حرام مي دونه !
اکنون به نظر مبارک حضرت امام در اين زمينه توجه فرمائيد :
« بديهي است ضرورت اجراي احکام که تشکيل حکومت رسول اکرم (ص) را لازم آورده ، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نيست و پس از رحلت رسول اکرم (ص) نيز ادامه دارد. طبق آيه شريفه ، احکام اسلام محدود به زمان و مکان نيست و تا ابد باقي و لازم الاجر است . تنها براي زمان رسول اکرم (ص) نيامده تا پس از آن متروک شود و ديگر حدود وقصاص ، يعني قانون جزاي اسلام اجرا نشود » کتاب حکومت اسلامي حضرت امام ص 29
اولا : نه فقط مخالف نظر امام ، بلکه در تضاد اشکار با نظر آن بزرگوار است ، بنابراين آقاي صانعي و برخي از کساني که ايشون رو مورد سوء استفاده سياسي قرار دادن نمي تونن ادعا کنن که اونچه که گفته بر خاسته از نظر امام راحل است .
ثالثا : نظر آقاي صانعي با مباني اوليه و اصول بدهي عقل و منطق نيز منافات داره. زيرا مطابق نظر ايشون ، دين مقدس اسلام ـ نستجير بالله ـ تاريخ مصرف محدودي داره و بعد از رحلت رسول خدا (ص) و حداکثر دويست سال بعد از رحلت ايشان ـ يعني آغاز غيبت کبري ـ بايد بخشي از آن کنار گذاشته بشه و براي اداره امور به نسخه هاي ديگري مراجعه بشه !
مطابق اين نظر آقاي صانعي ، خداوند تبارک و تعالي براي مدتي ـ آغاز غيبت تا ظهور حضرت صاحب سلام الله عليه ـ نبوت را تعطيل کرده ! و اين با مباني عقلي ناسازگاره. چرا که نبوت عامه يعني ضرورت ارسال پيامبران الهي و ادامه راه آنان با حضور امامان معصوم (ع) ، يک اصل و آموزه عقلايي است و اين اصل عقلايي بدون مراجعه به آيات و روايات و صرفنظر از اين که پيامبران و ائمه چه کساني باشند ـ نبوت خاصه ـ نيز قابل اثبات است . بديهي است که جناب آقاي صانعي اصل «نبوت» را ـ نستجير بالله ـ انکار نميکنه بنابراين چرا نظريه اي مي ده که با اين اصل عقلي در تناقضه ؟!
ثالثا : ديگاه آقاي صانعي با مباني شناخته شده و بديهي اسلام نيز منافات داره . چرا که آيات شريفه قرآن کريم و احاديث فراوان و غير قابل ترديدي که از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام رسيده و جناب صانعي به يقين از آن اطلاع وافر و کافي دارن نشون مي ده که پيامبر اعظم (ص) خاتم پيامبران و دين اسلام ، آخرين دين خدا و براي هميشه تاريخ لازم التباع است . ولي نظر اعلام شده آقاي صانعي بي آنکه خودش متوجه باشه اين توهم را پديد مياره که ايشون ـ خداي نخواسته ـ پيروي از قوانين اسلام و يا دست کم ، بسياري از قوانين حيات آفرين اون رو ، هميشگي نمي دونه ! چرا که معتقده اجراي حدود منحصر به زمان حضرت امام معصوم عليه السلام است و در غيبت آن بزرگوار مي توان اجراي اين حدود الهي را ناديده گرفت !
در اين زمينه به فراز ديگري از نظر مبارک حضرت امام توجه فرمائيد ، اين نظر به قول امام راحل يک قضيه بدهي است که « تصور » آن باعث « تصديق » است ، حضرت امام در پاسخ به نظراتي شبيه نظر آقاي صانعي مي فرمايند : « براي روشني مطلب اين سوال را مطرح مي کنم : از غيبت صغري تا کنون که هزار و چند صد سال مي گذرد و ممکن است صد هزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضاء نکند که حضرت تشريف بياوند، در طول اين مدت مديد، احکام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود ؟» آقاي صانعي ظاهرا براي رفع برخي از شبهات در نظر خود تاکيد کرده که منظورش منسوخ شدن حدود نيست و عجيب آن که حضرت امام در همين زمينه و با اشاره به همين ديگاه مي فرمايد :« اعتقاد به چنين مطالبي يا اظهار آنها ، بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است ».
4ـ متا سفانه آقاي صانعي در مهرماه سال گذشته نيز در ديدار با اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب ، دست به تحريف نظر مبارک حضرت امام زده و با افزودن جمله اي به کلام امام راحل ، نظر آن بزرگوار را به نفع همين ديدگاه ـ که شرح آن گذشت ـ مصادره کرده .
روز جمعه ، 13 ارديبهشت . جناب آقاي سيد محمد خاتمي در جمع دانشجويان عضو انجمن اسلامي دانشگاه گيلان با حرارت از خطر تحريف نظرات امام سخن گفتند و نه فقط به تحريف هاي عجيب و غريب هم حزبي هاي خود اشاره اي نکردند ، بلکه به گونه اي سخن گفتند که اظهارات آنچناني ايشان در سفر به آمريکا را به خاطر مي آورد . اظهاراتي که آشکارا با نظارت صريح حضرت امام در تناقض بود ... آيا همه اين تحريف ها که مستقيم و غير مستقيم نظرات حکومتي حضرت امام را نشانه رفته اند ، تصادفي است ؟!! ... انشاءالله که تصادفي باشد !!!
دلاليل اين نظريات رو ، از ويژه نامه اي که جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، به نقل از روزنامه کيهان، اورده ، بيان کردم . پس اگه قراره فحشي به من بديد ، به کل جامعه روحانيت فحش و ناسزا داديد .
از او ميپرسيم شما به خاطر فتواهايتان طرفداران زيادي در ميان زنان داريد. چطور به اين نقطه نظرات جديد رسيديد؟
ميگويد: “دوست ندارم توضيح بدهم که من نه تنها در ميان زنان مسلمان بلکه در ميان همه زنان عالم که از حقوق خود محروم شده و از حقوق بشر دفاع ميکنند محبوبيت دارم. من به وسيله قرآن، سنت نبوي و اجتهاد ثابت کردهام که زنان و مردان مساوي هستند و تفاوتي ميان آنها نيست. به نظر من زنها ميتوانند ولي فقيه باشند. همچنين زنها ميتوانند امام جماعت بوده و مردها در نماز به آنها اقتدا کنند. اين مسائل را من در رسالهام نوشتهام. کتاب من در مورد امور فقهي زنان يکي از کتب مهم حوزه علميه است. در حال حاضر علمايي از اهل سنت نيز هستند که با من موافقند که مردان ميتوانند در نماز جماعت به زنها اقتدا کنند. من اميدوارم روزي کنفرانسي با حضور علماي شيعه و سني و مدافعان حقوق بشر، براي اثبات اينکه قرآن حقوق زن و مرد را مساوي ميداند، تشکيل شود. فتواهايي که برخلاف اين است، اجتهادات افراد است و اجتهاد ميتواند مطابق با واقع يا مخالف آن باشد.
چطور ميشود که ما طبق آيات قرآن اعتقاد داشته باشيم که زنان با مردان مساوي هستند اما فتوا بدهيم که ديه زنان نصف ديه مردان است؟ يا فتوا بدهيم که اگر مردي زني را کشت تنها در صورتي که خانواده زن نصف ديه مرد را بپردازد، مي توان قاتل را قصاص کرد، ولي اگر زني مردي را بکشد، حکم اعدام مستقيما قابل اجرا است؟
چطور ميتوان گفت که مردها ميتوانند قاضي باشند اما زنها نميتوانند؟ ملاک قضاوت آگاهي به قانون و اجرائيات است و زنها مثل مردها ميتوانند اينها را ياد بگيرند. چطور با وجود تصريح قرآن به اينکه “ما شما را از يک زن و مرد خلق کرديم…گراميترين شما نزد خدا با تقواترين شماست” ميگويند که زن و مرد مساوي نيستند؟ فقط در ? مسئله است که حقوق زن و مرد با يکديگر مختلف است؛ يکي در ارث که در قرآن به وضوح ذکر شده که پسر ? برابر دختر ارث ميبرد و دوم مسئله حق طلاق است.
در مورد حقوق غيرمسلمانان هم قرآن سخن از “کافران” گفته است اما مقصود قرآن از کافر کسي نيست که ديني غير از اسلام دارد. کافر کسي است که حقيقت را ميشناسد اما آنرا مخفي ميکند. غيرمسلماناني در سراسر جهان زندگي ميکنند که کافر نيستند. مسيحيان، يهوديان و زرتشتيها همه غيرمسلمانند اما کافر نيستند ولي متاسفانه اکثر علماي اسلام ميان کافر و غيرمسلمان فرق نميگذارند و اين باعث ايجاد مشکلات فراواني شده است. من شخصا به همه انسانها احترام ميگذارم و قرآن همه انسانها را محترم ميداند و نه فقط مسلمانان را.
پاورقي ........................................................................................
به خاطر اخطار مديريت پارسي بلاگ فقط متن مصاحبه ايشان را درج مي کنم .