
خیلی وقت بود لینک های واقعا مزحکی روی صفحه سایت پارسی بلاگ
مشاهده می کردم (اس ام اس های سکسی / عکس های بازیگر زن /عکس دختر ناز ایرونی / عکس های سکسی / عکس کمر بازیگر زن) و روی حساب اینکه این سرویس مذهبی است ، افتادم تو شک ، یکی از این لینک ها رو سند تو ال کردم و نوشتم پارسی بلاگ مذهبی ترین سرویس!!! همان لحظه یکی از مسئولان پارسی بلاگ رو خط بود و این لینک را دید و به بنده گفت :
" این نوع وبلاگ ها کمتر از 24 ساعت از عمر مبارکشان نمی گذرد و سریع بسته خواهند شد. و منظور از مذهبی بودن این است که وبلاگهای ضد مذهب و ضد دین در این سرویس به هیچ وجه دیده نمیشه و سخنانش را این طور ادامه دادند که : در سرویسهای دیگر اصلا حرفی از مدیریت محتوایی زده نمی شه و اگر هم ما به آنها بگوییم به ما می خندند ، در ضمن وجود همین تیم مدیریت محتوایی ، برای پارسی بلاگ همه اش ضرر است و هزینه بردار، و از انجایی که به مذهبی بودن معروف است ، کمتر به ما تبلیغ می دهند تا ما بتوانیم قسمتی از مخارجمان را از این راه تامین کنیم و فقط ماهی یک میلیون تومان از مخارجمان از این راه تامین می شود ، در حالی که سرویس های دیگر بیشتر از 5 میلیون تومان از این راه کسب در آمد می کنند و در آخر گفت: به نظر شما این مشکل پارسی بلاگ است یا مخاطب ایرانی؟ "
براستی چرا باید این چنین باشد ؟ چرا مردمان ما باید دین گریز باشد ؟ چرا از اسم هر چی که پسوند مذهبی با خود همراه دارد، فاصله می گیریم؟ من فکر می کنم که مشکل ما وبلاگ نویسان نیست ، مشکل مخاطبان ماست، وقتی می بینیم که مردم این چنین وبلاگهایی را می پسندند و فقط به این نوع وبلاگ ها سر می زنند، ما هم برای این که جذب مخاطب کنیم از این گونه مطالب استفاده می کنیم، حتی اگر مطلبمان مشکلی نداشته باشد ، تیترش را طوری انتخاب می کنیم که از این دسته کلمات استفاده شود .
براستی چرا مردم ما باید دنبال این چنین مطالبی باشند؟ آیا کمبودی در خود حس می کنند؟ و یا فکر می کنند که بادیدن ویا خواندن این گونه مطالب چیزی عایدشان می شود ؟ و چرا ما وبلاگ نوسان این چنین پست هایی را میگذاریم؟ آیا فکر می کنیم که با گذاشتن این گونه پست ها در پیش برد فهم و شعور مردم قدمی بر می داریم؟ نه، هرگز ، اگر اینطور فکر می کنیم در اشتباهیم، به والله در اشتباهیم .
درست است، تقصیر شما نیست، تقصیر ما مذهبی هاست که سعی نمی کنیم دین را به طور صحیح به مردم بشناسانیم، تقصیر ما مذهبی هاست که در این محیط مجازی هم کناره گیری کرده ایم و فعالیتی از خود نشان نمی دهیم .
کافی است برای شناخت وهابیت، بهائیت ، یهودیت ، مسیحیت و ... مطلبی را سرچ کنیم ، ببنید چقدر لینک هایی وجود دارد که با زبان های مختلف این مذاهب را تعریف و ترویج می کنند، آن وقت جوانهای ما نشسته اند و به نوشتن و باز کردن این گونه وبلاگ ها می پردازند ؛ واقعا از امام زمان شرم دارم که ...
پینوشت .......................................................................................
حتما الان تو دلتون میگید خودش هم برای انتخاب تیتر مطلبش از این گونه کلمات استفاده کرده ، ولی فقط می خواستم ، آنهایی که دنبال اینگونه مطالب هستند نیز این پست حقیر را بخوانند .
ـ ای گروه جن و انس ، اگر توانستید از مرزها به آسمان ها و زمین فراتر روید ، پس بروید (جن 33)
ـ خداوند دریا را مسخر شما قرار داد تا به امر او کشتی ها در آن حرکت کنند و شما از فضل و گردش بهره برید (جاثیه 12)
ـ آیا نمی بینید که خداوند انچه در آسمانها و زمین است ، همه را در اختیار و دسترس شما قرار داد (لقمان 20)
مسلمانی که در کتاب خدایش می خواند به اینکه هر چه در آسمان ها و زمین است همه در خدمت اوست، چگونه این چنین مسلمانی دست بسته می نشنید و منتظر پیشرفت و اختراع از طرف غربی ها می شود؟ اگر چنین کاری کند، به وظیفه خودش عمل نکرده ، و خودش را خوار کرده و ضرر بزرگی را هم متحمل شده، چرا که قرآنی که در دست ماست همه چیز در آن وجود دارد و هیچ نقص و کاستی در آن دیده نمی شود .
ـ ما در کتاب از بیان هیچ چیز فرو گذار نکردیم(انعام 38)
پس اسلام ، در زمینه علم و دانش و پیشرفت و مدنیت بدون اندازه پیشرفت داشته و هیچ وقفه ای برای آن قائل نیست.
این مطلب پاسخ به سوال دو پست قبلی ام بود که به اصطلاح روشنفکران دین می گفتند اسلام عقب مانده است ، در صورتی که مقصود از پیشرفت ، پیشرفت علم ، صنعت ... و که اروپا ، آمریکا و بویژه ژاپن را فرا گرفته و مسلمانان از آن غفلت دارند و فکر می کنند که همه این پیشرفتهای و اختراع های چشمگیر از غیر مسلمانان بوجود آمده و اسلام عامل عقب ماندگی است !! خصوصا بعضی از کمونیست ماب ها که دین را نابود کننده ملتها می دانند .
اگر اینها واقعا انصاف داشتند متوجه می شدند که دین اسلام ، ملتها را احیا کرد . مگر همین اسلام نبود که ملتی پوچ و ناچیز را در جزیره العرب دارای همه چیز کرد ، تا آنجا که از همان سرزمین عقب افتاده ، علم ، دانش و اختراع ها را به جهان صادر شد و برخی نوشتند " آفتاب اسلام و عرب بر اروپا تابید " و اقرار کردند به اینکه همین اعراب بادیه نشنین ، پس از گرویدن به اسلام ، در تمام زمینه ها از خود پیشرفت نشان داده و در تمام اکتشاف و اختراع ها پیشگام بودند .
بهتر است این کوردلان ، و این به اصطلاح دین شناسان نگاهی کوچکی به تاریخ بیاندازند و بعد نظر دهند .
در اینجا بنده چند نمونه را متذکر می شوم:
1ـ د رجغرافیا و جهانگردی : رازی ، ابوعبیده بکری ، غرری ، ادریسی، ابن جبیر و ابن بطوطه .
2ـ در هیئت نجوم فرصد خانه های علمی بزرگ در طلیطله ، قرطبه ، بغداد ، دمشق ، قاهره ، سمرقند و فارس بود .
3ـ در هندسه : گوستا وبلوبون می گوید : اروپا زینت ها معماری را از اعراب فرا گرفت و در برخی کلیساها ی فرانسه ، عکسهای حروف عربی که در سنگ کاری گذاشته شده بود دیده می شد .
4ـ در ریاضی : " سدیر " مستشرق غربی می گوید : اعراب عنایت ویژه ای به علوم ریاضی داشتند و آنان واقعا استادان ما رد این زمینه بود ند " لئونارد البیزی " حدود 1200 رساله در " جبر " نوشت که از عرب آنها را فرا گرفته بود . حتی در کتاب " تاریخ العرب " می نویسد : صفر که مشکلات بزرگ ریاضی را حل کرده است ، از طریق مسلمانان به اروپا آورده شده است .
5ـ در فیزیک : ابن هیثم استاد یان علم به شمار می آید .
6ـ در شیمی ، صنعت ، زراعت و علم طب نیز همواره مسلمانان پیشگام بوده اند .
فقط کافی است بدانند که تا امروز شفای ابن سینا در دانشگاه های اروپا تدریس می شود . پیوشت....................................................................................................
یک ساعت پیش که از مراسم اعتکاف بر گشتم دیدم شبکه های تلویزیونی مدام فیلم های آقای خسرو شکبیایی را پخش می کنند ، خواستم مطلبی در مورد عملکردهای صدا و سیما بنویسم ولی چون قول داده بودم که ادامه مطلب اسلام دینی عقب مانده را برایتان کامل کنم دست نگاه داشتم و شاید دیگر ننویسم.
نمی دانم چطور دسته ای نسنجیده می گویند : علت پیدایش تشیع تنها یک موضوع سیاسی است و ربطی به دین ندارد ، ولی این سخن اشتباه است : زیرا علت این پیدایش یک موضوع دینی بوده و این موضوع هیچ رابطه نزدیک یا دوری با سیاست نداشته است و پیدایش تشیع از رفتار و گفتار پیمبر اسلام سر چشمه می گیرد .
رفتار پیغمبر نسبت به علی
1ـ یکی این که علی را برای مشاورت و برادری خود برگزید و او را از ابتدای طفولیت تحت تعلیم و تربیت خود در آورد، و مطابق میل خود، آن حضرت تعلیم فرموده و هیچگاه در زندگی خود حضرت امیر را مورد مؤاخذه و اعتراض قرار نداد .
2ـ همچنین علی بن ابی طالب علیه السلام در ساعات مهم وکارهای مشکل، نماینده پیغمبر اسلام بود .
3ـ علی سوره برائت را در موسم حج ابلاغ نمود.
4ـ پیامبر گرامی ایشان رابرای کشتن "عمروبن عبدود" و "مرحب" انتخاب فرمود .
5ـ علی را برای نفرین کردن به نصارای نجران به همراه همسر او، فاطمه و فرزندانش حسن و حسین انتخاب کرد .
6ـ علی بود که پا را روی شانه رسول خدا نهاده و بت ها را شکست.
7ـ علی بود که با رسول خدا در زیر یک کساء قرار گرفت.
آری، اینگونه منقبتها که قابل شماره نیست، منحصر به آنحضرت است و هر گاه یکی از این مناقب را یکی دیگر از اطرافیان پیغمبر داشت ، هیاهو بر پا کرده طبلها نواخته ، پرچمها برافرشته و فریاد را به آسمانها می رسانند .
گفتار پیغمبر نسبت به علی :
نباید فراموش کرد که رسول خدا به مناسبتهای زیادی تصریح به فضلیت وخلافت علی نمود .
اولین سخن حضرت رسول اکرم درباره علی هنگام نزول آیه " و انذر عشیرتک القربین " بود زیرا رسول اکرم سی نفر را از طائفه خود جمع آوری نموده و از غذای تهیه شده صرف کردند، سپس رسول خداد فرمود:
"علی وزیر و وصی و وارث من است . علی بعد از من خلیفه من بر شما است و باید از او اطاعت نموده به سخنان او گوش فرا دهید."
آخرین سفارش آن حضرت ( درباره خلافت علی بن ابیطالب داستان غدیر خم است که علی را بالای دست بلند کرده و) فرمود " من کنت مولاه فهذا علی مولاه " هر کس من صاحب اختیار او هستم علی صاحب اختیار اوست. بین اولین سخن آن حضرت و آخرین سفارشش نسبت به حضرت امیر سفارشهای مختلفی است :
رسول خدا به علی می فرمود تو نسبت به من مانند هارونی نسبت به موسی (که وزیر و یاور او بود) و همچنین داستان " علی مع الحق و الحق مع علی " و حدیث ثقلین و احادیث دیگری که در کتابهای اهل سنت نقل شده و آن احادیث را دانشمندان امامیه جمع آوری نموده و دهها کتاب می گردد و چندین مرتبه چاپ شده و در دست علاقه مندان قرار گرفته است.
من دانشمندی از اهل سنت را ندیده ام که در نقل روایات ولایت و وصی بودن حضرت امیر اعتراض کرده باشد، بلکه خودشان را به زحمت انداخته و ولایت (که در روایات بوده) که باید به حکومت و سلطنت معنی شود به دوستی و اخلاص تفسیر کرده و وصی بودن را منحصر به کفن و دفن نموده اند.
هیچ شکی نیست که اگر یکی از اینگونه احادیث درباره دیگر اصحاب صادر شده بود با آب طلا نوشته و شرحها بر آن می نوشتند.
با این بیان اگر شیعیان داد دوستی علی را می زنند ، و می گویند رسول خدا تصریح فرموده است و می گویند :باید علی از گناه معصوم باشد ، همه بخاطر اطاعت رسول خدا است . آن حدیث که می فرمایند " لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار" و حدیث "علی مع الحق و الحق مع علی " است.
اینگونه احادیث است که مورد اعتماد ما شیعیان قرار گرفته و علی را دوست می داریم. با داشتن اینگونه احادیث راهی برای گمان و تخمین باز نمانده و نمی توان از راه عاطفه و تعصب و یا تقلید و وراثت سخن گفت، با این مقدمه سبب تشیع موضوع دین و فرمانبرداری از رسول است و مربوط به سیاست نیست بلکه مربوط به علم است و هیچ ربطی به هوی هوس ندارد.
پینوشت.................................................................................
ماه رجب است و من دلم نیامد که مطلبی درباره مولا علی علیه السلام ننویسم ، البته این فقط گوشه ای از فضیلت های مولا بود که به قول یکی از علما اگر تمام دریا مرکب و تمام درختان قلم میشدند باز هم نمیتوانستیم فضیلتهای ان حضرت را بیان کنیم.
پینوشت 2...............................................................................
خوانندگان عزیز ، پست قبلی ام هنوز ادامه دارد ، این پست را به احترا م مولا علی علیه السلام گذاشتم ، پس منتظر ادامه پست قبلی ام در پست بعدی ام بعد از مراسم اعتکاف باشید.
امروزه برخی از مسلمانان ( اگر نگویم بیشتر شان ) خودشان را معتقد به اسلام و احکام آن نمی دانند و ادعا می کنند که اسلام را نمی توان پیاده کرد و عموم مردم توانایی اجرایش را ندارند و حتی کار به جایی رسیده که می گویند باید احکام را طبق مقتضیات زمان ، تغییر داد . و الانه این به اصطلاح روشنفکران بسیاری از جوانان ما را اغوا می کنند ، به ویژه وقتی که تظاهر به دوست داشتن اسلام می کنند و معتقدند که پیش از دیگران به اجرای احکام اهمیت می دهند و علت عقب افتادگی مسلمانان را در آن می دانند که 15 قرن ، هیچ پیشرفتی در دینشان پدید نیامده است . بخاطر اینکه آن روزها وسائل حمل و نقل منحصر به قاطر و الاغ و دیگر حیوانات ! ولی ما امروز در قرن موشکهایی زندگی می کنیم که سرعتش از سرعت صوت نیز بیشتر است ، دوران تلفن ، فاکس ، کامپیوتر که در ظرف کمتر از چند ثانیه به هر نقطه دنیا می توان تماس حاصل کرده پس نمی شود نگرش ما به قرآن ، هم چنان نگرش سطحی باشد ، مثلا دزد را دست ببریم یا قاتل را با شمشیر سر ببریم !! و در این زمینه فلسفه بافی های عجیب و غریبی ارائه می دهند .
همه می دانیم که قرآن در دسترس همگان قرار دارد . و هر نسلی به زبان خود آن را می فهمد و حالا آنکه به اصطلاح روشنفکران دینشان می گویند نمی شود به قرآن به صورت ظاهری و سطحی نگاه کرد و دست دزد را قطع و سر قاتل را از تن جدا کرد .
اگر با این سخنانشان تلاش برای تغییر احکام الهی یا احکام بشری داشته باشند و فکر می کنند که این احکام با بندگان خدا سازگار تر است و از مهربانی بیشتری نسبت به آنها بر خوردار است ، باید بگویم که این دلیلشان به هیچ وجه من الوجوهی قابل قبول نیست ، چرا که صد در صد کفر است .
و اما اگر منظورشان این باشد که باید پیشرفت نشان داد و وسائل کیفر دادن به مجرمین و اعدام قاتلان را پیشرفته تر کرد . در این جا جای بحث وجود دارد . چرا که اموری ثانوی است شریعت اسلام روی آن پا فشاری نکرده .
و اما اینکه دست دزد را با شمشیر یا با ساطور و یا با وسیله ای نوین قطع کرد ، این بازگشتش به احکام شرع و یا مرجع تقلید است که باید نظر دهد .
مهم این است که نباید احکام الهی را با احکامی که اروپاییان وضع کرده تغییر دهیم .
و اگر منظورشان از پیشرفت ، همان پیشرفت جهان غرب در لباس آزادی بی قید و شرط است تا جایی که باشگاههای برای برهنگان و همجنس بازان ایجاد شده و برای سگها و حیوانات ارث گذارده شده و هر روز پدیده ای نو در میکروژوب و مینوژوب ایجاد می شود . و آن همه فساد اخلاقی که هیچ اقراری ندارد باید بگویم که اسلام نه تنها با آن نمی سازد که بلکه با قدرت تمام با آن مبارزه می کند و در صدد بر اندازی تمام مظاهر فساد و تباهی اخلاقی است .
تقریبا پانزده سالم بود . تازه به دبیرستان رفته بودم. بعد از گذشت یکماه سال تحصیلی بچه های انجمن اسلامی ، که من هم عضو آن بودم را ، به اردوی قم گردی بردند . تقریبا نزدیک ده تا از امام زاده ها را زیارت کردیم . در یکی از این امام زاده ها که یادم نمی آید اسم ایشان چه بود ، روبروی ضریح ایشان روی دیوار تابلویی نصب شده بود ، که توجهم را به خود جلب کرد . نزدیک تر رفتم تا ببینم روی آن چه نوشته شده ، تعجب کردم . نوشته بود . نام چهارده معصوم ما ، هر کدام صد بار در قرآن تکرار شده ، حالا به نام اصلی شان ، یا مضمونش ، یا ریشه اسمی اش نمی دانم چطوری حساب کرده بودند که این عدد به دست می آمد .
بعد از گذشت پنج سال از آن موضوع تازه می فهمم که چرا اهل تسنن و مخصوصا وهابیون تهمت تحریف ایجاد کردن در قرآن را به شیعیان می زنند . خوب مشخص است وقتی خودمان این چنین مسائلی را رعایت نمی کنیم و هر چیزی را به قرآن نسبت می دهیم ، دشمن تیز بین ماهم از این فرصت استفاده می کند و از آن سوژه ای درست می کند و مانند پوتکی بر سر شیعیان می کوبد . دلیلشان هم ، همان ندانم کاری ماست .

گزارشی خواندنی از فعالیت های سید جمال الدین اسد آبادی
صدو بیست سال پیش ، با همت بیدارگر شرق ، سید جمال الدین اسد ابادی در مصر، مجمعی به نام انجمن وطنی تشکیل شد. در سراسر مصر، چهل نفر عضو فعال، فداکار و با ایمان عضویت آن انجمن را پذیرفتند. در پانزدهمین جلسه این انجمن، سید جمال الدین، خظابه ای اثر گذار ایراد کرد و آنان را به عمل به قرآن کریم فرا خواند و از مهجوریت تعالیم این کتاب اسمانی شکوه کرد که افراد جلسه به شدت گریستند و برخی بیهوش شدند. دوباره جلسه برپا شد و همانجا یک برنامه علمی و نه تشریفاتی ریخته شد. و اعضای این انجمن به مدت یک ماه از این قرار بود :
1ـ هر یک از اعضای انجمن در شبانه روز ، حداقل یک حزب از قرآن مجید را با دقت و تفکر بخواند.
2ـ نمازهای واجب را با جماعت بخوانند.
3ـ امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنند.
4ـ غیر مسلمانان را به اسلام دعوت نمایند.
5ـ با مبلغین مسیحی به بهترین وجه بحث نمایند.
6ـ نسبت به فقرا در حد امکان احسان کنند.
7ـ هر کس انجام هر عمل مشروعی را از انها خواستار شد، انجام دهند و یا اگر انها خود اطلاع از احتیاج کسی برای انجام عملی پیدا کردند، بدون درخواست آن کس، اقدام به انجام ان عمل نمایند.
8ـ صله رحم و سرکشی به خویشان و نزدیکان خود را از یاد نبرند و انجام دهند.
9ـ بیماران را عیادت کنند.
10ـاگر مسلمانی در بازار و یا مسجد دیده نشد، از حال او جویا شوند و علت غیبت او را جستجو نمایند تا اگر غیبت او به خاطر پیش امد مشکلی بوده، در رفع آن مشکل بگوشند.
11ـ به زیارت و دیدار کسانی که از مسافرت مشروع برگشتند بروند.
12ـ حقوق واجب مالی خود را به مستحقین بپردازند.
13ـ از راهنمایی افراد نا آشنا به قوانین دین و یا شئون سعادت بخش دیگر کوتاهی ننمایند.
14ـ صفات رذیله، مخصوصا کبر، خودخواهی و خود پسندی را از خویشتن دور نمایند.
15ـ از لغزش ها و خطاهای برادران مسلمان خود بگذرند.
16ـ با مردم، تندخود و غضبناک نباشند.
17ـ بیماران را عیادت کنند.
از انجام عمل و گفتن سخنی که برای آنان و یا دیگر مسلمین نفعی از نظر مادی و معنوی ندارد، خودداری کنند.
ضمنا هر یک از اعضا، یک دفتر کوچک با خود داشته باشد تا به هر یک از مواد هفده گانه بالا عمل نمودند، بلافاصله در آن دفتر یادداشت کرده تا در دفتر کل انجمن ثبت شود و چون اجرای بعضی از این مواد، احتیاج به بودجه مالی داشته، آن چهل نفر در مرحله اول تصمیم گرفتند که تجملات زندگی خود را عموما به معرض فروش در آورده با حداقل ضروریاتزندگی به سر برند و همچنین در شبانه روز به ساده ترین خوداک ها قناعت کرده و بقیه در آمد مالی خود را به ضمیمه پول هایی که از راه فورش تجملات زندگی، به دست آمده، در ضندوق انجمن بریزند تا برای انجام برنامه هایی که احتیاج به پول دارد، معطل نمانند.
نتیجه یک ماهه انجمن وطنی مصر
اعضای انجمن وطنی مصر، تحت رهبری سید جمال الدین اسد آبادی با مراقبت شدید فقط برای مدت یک ماه به این مواد هفده گانه عمل کردند که نتیچه کار و عمل آنان در این مدت این گونه بود :
1ـ از هزارو پانصد مریض عیادت نمودند.
2ـ از دو هزاروهفتصد مسافر دیدن کردند.
3ـ حال پانصد نفر از مسلمانانی که از مجامع عمومی غیبت کرده بودند ، را جستجو کردند.
4ـ حاجت دوازده هزار محتاج را بر آورده کردند.
5ـ هشتصد نفر معتاد به مشروبات الکلی را توبه دادند.
6ـ هزارو سیصد نفر بی نماز را نماز خوان کردند.
7ـ چهارصد زن منحرف را وادار به توبه نمودند.
8ـ هشتاد نفر از مستخدمین ادارات انگلیسی را وادار به استعفا از خدمت به آن دولت نمودند .
9ـ پانصد نفر از ثروتمندان مصر را وادار کردند تا از خرید اشیای لوکس و تجملات زندگی که از ممالک بیگانه مخصوصا انگلستان وارد می شد، خودداری کنند .
10ـ به هفتاد و پنج ورشکسته سرمایه دادند.
11ـ دویست و شش فقیر حقیقی را به مدت یکسال، مونه داده و تامین کردند.
12ـ سی پنج مسیحی و پانزده یهودی و هفتاد بت پرست را مسلمان کردند.
13ـ چهل و چهار مجلس با مبلغین مسیحی که تحت حمایت دولت انگلیس در مصر مشغول فعالیت بودند، تشکیل دادند و صدو بیست اشکال و ایرادی که از جواب آن عاجز بودند را به آنها ارائه نمودند.
این بود نتیجه عمل یک ماهه انجمن چهل نفره.
پینوشت1................................................................................................................
اینها فعالیت یک گروه چهل نفره در یک شهر کوچک بود ، اگر مسئولان کشور ما نیز مانند این گروه عمل می کردند ، واقعا چه میشد ، فقط به جای چهل نفر کافی بود چهار صد نفر ویا چهار هزار نفر باشند که بخواهند این فعالیت ها را انجام دهند ، ولی الان شاهد راند خواری و رشوه خواری و ثروت اندوزی و شهرت طلبی مسئولان کشورمان هستیم ، ای کاش مسئولان نیز گاهی اوقات به تاریخ سرکی می کشیدند و درس عبرتی میگرفتند . ای کاش!!!!!!!!!!!
پینوشت 2 .............................................................................................................
بنده یک هفته ای در خدمتتان نیستم ولی با این حال پیام هایم را خصوصی نمیکنم.

بخاطر شادی یک شبه اخرت خود را خراب کردن.
الان در راستای مسابقات جام جهانی هستیم ، مطمئنا همه دست به دعا برداشتند تا ایران نیز در این مسابقات مقام بیاورد و به جام جهانی راه پیدا کند ولی تا به حال فکر کردید اگر ایران به جام جهانی راه بیابد و به قولی برای این مردم خوشحالی بیاورند ( می بینید مردم با چه چیز هایی خوشحال می شوند ) پشت این خوشحالی چه چیزی نهفته است ؟!
حتما ماجرایی را که دوره قبل اتفاق افتاد یادتان است . مردم از خوشحالی به خیابانها ریختند و دختر و پسرها خوشحالیشان را با در آغوش کشیدن یکدیگر ابراز کردند. آیا ارزشش را دارد که به خاطر خوشحالی چند لحظه خود دست به هر کاری بزنیم ؟! کشور عراق هم سال گذشته وقتی در اسیا به مقام اول رسید درست شب شهادت شروع به رقصیدن کردند ، ایا این کار درست است !؟چرا در این طور مواقع معنویات را جانشین هوی و هوس نکنیم ، و به جای رقص و پایی کوبی سجده شکر به جایی نیاوریم ، چرا در این طور مواقع عکس العملی از خود نشان دهیم که دل رهبر را به درد آوریم ، دل رهبر را که چه عرض کنم ، دل امام زمان را ، کسی که به شما به عنوان شیعه ی خود و منتظر خود نگاه می کند ، ایا واقعا با این حرکات خود چهره یک منتظر واقعی را داریم ؟! حال که ظرفیتش را نداریم پس همان بهتر که مقامی عایدمان نشود، مقامی که این تبعات را به دنبال خود دارد .
پینوشت...........................................................................
بنده از اینکه ایران به جام جهانی صعود کنم مخالف نیستم ، بیشتر منظورم از گذاشتن این پست این بود که به مردم تلنگری زده باشم تا بفهمند مشکل کجای کار است که بعضی از این عزیزان در کامنت هایی که برایم گذاشتن به این موضوع اشاره کردند.
مرسوم است بین بلاگرها که با توجه به تاریخ روز مطلبی می نویسند . اگر سالگرد و یا یادبود فرد خاصی بود و یا اتفاق خاصی در تاریخ افتاده باشد و یا هر چیز دیگر، مطلبی از قلم خودشان می نویسند .
یادم می آید چند روز پیش که سالگرد دکتر شریعتی بود بیشتر بلاگرها در مورد شخصیت ایشان ، چه خوب و چه بد نوشنتند ، ولی امروز که چرخی در این دنیای مجازی بین وبلاگهای اطراف می زدم ندیدم کسی درباره شخصیت شهید بهشتی مطلبی بنویسد .همانجا یاد سخن اما م در باره ایشان افتادم که فرمودند :" بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان بود"
بله بین ماهم امروز مظلوم واقع شد ایشان تا قبل از اینکه به شهادت برسند ، انقدر شخصیت ایشان را چه از لحاظ دینی ، چه از لحاظ سیاست تخریب کردند تا انجا به ایشان لقب دیکتاتور دادند ، چرا به کسی که از دل و جان برای این ملت مایه گذاشت این القاب نچسبد!!! آنان حتی وقاحت را تا جایی رساندند که برای تخریب هرچه بیشتر چهره ایشان به زندگی شخصیش هم رحم نکردند و تهمتهایی به ایشان زدند .
آری او هم اکنون از بین ما رفته و ما تازه این مغز متفکر را شناختیمش ، ولی آیا حال دیگر فایده ای دارد ، چرا ما مردم باید چیزی را از دست بدهیم و بعد ارزش و منزلتش را متوجه شویم؟!
چند ساله مرغ نخوردم ، اما هنوز نمردم
ای تنبل ای تنبل
دیروز که رفتم بستنی بخرم ، دونه ای سیصد تومان بود ، اما امشب که رفتم ، شده بود هفتصد تومان.
دیروز که برای استفاده از خط واحد بلیط خریدم ، بیست تومان بود ، اما امروز شده بود سی و پنج تومان.
دیروز که رفتم شیر بخرم ، پاکتی دویست تومان بود ، ولی امروز شده بود دویست و پنجاه تومان.
دیروز که رفتم نان سنگک بخرم ، پنجاه تومان بود ، اما امروز شده بود ، هفتادو پنج تومان .
وای از این گرانی که جهان را یک شبه فرا گرفت ، جهان را که چه عرض کنم دست به گریبان رییس جمهور ماهم شد ، اونم چه موقعی ، درست در راستای انتخابات ریاست جمهوری . ان شاءالله مردم چشماشونو باز نگه میدارند و بعضی چیزها رو فدای بعضی چیزای دیگه نمیکنند .
انشاءالله.

سخنان تند و بی منطق محتشمی به ایت الله مصباح
محتشمی پور: فرقه مصباح به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است/ هیچ تفاوتی بین مصباح و طالبان نیست/ امام هرگز تفکر مصباح را قبول نداشت.
ـ امروز با خطری بزرگ مواجهیم و آن خارج کردن یاران امام از صحنه است تا مجموعه ای که ریشه ای در انقلاب، نظام و مردم ندارند بیایند و از موضع مردم و انقلاب صحبت کنند. ( بابا حالا کسی به شما چیزی نگفته که اینجوری داغ کردی و می گی دارند یاران امام را از صحنه خارج میکنند، خب شما هم یار امام ، خوب شد)
ـ دو رکن اصلی پیدایش انقلاب، اسلام و جمهوریت یعنی حضور مردم است و این نظام بر پایه خواست مردم بنا شد و وقتی امام دم از جمهوری می زند بر اساس شناخت از اسلام و تمام ادیان آسمانی بود نه یک شعار و فریب. (آقای محتشمی یه چیزی میگم راستشو بگو ، شما قصد دارید برای ریاست جمهوری کاندید شوید؟ ، چون همش داری می گی مردم مردم ، همین آقای خاتمی با همین حرفها هشت سال مملکت رو به بازی گرفت، بهتره خون خودت رو کثیف نکنی، بابا جون من ارزش نداره)
ـ جریان مصباحیه حتی یک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعیه دار آن شده است و در پایگاه های بسیج حضور می یابد. مصباح یزدی هیچ مسئولیتی در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. ( از قدیم گفتن ، حقیقت مثل ته خیار تلخه ، حالا اگه خیلی حضور ایت الله مصباح براتون سنگینی میکنه ، دلیل نمیشه از هر وسیله ای برای درمان عقده هاتون استفاده کنی)
ـ شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید...آیا اینان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نیستند که آمدند و خاندان پیامبر را خانه نشین کردند؟ آیا مثل اینان مثل خوارج نیست که تفکر همه را به غیر از تفکر خود تکفیر می کنند و امروز شخصیت های انقلاب توسط همین افراد تکفیر می شوند.( اومدی حرف بزنی با فرقون تک چرخ زدی ، آخه بابا جون من این حرفهای شما چه ربطی به هم داشت )
پی نوشت..................................................................
توجه کردید ، این آقای محتشمی چقدر سنگ امام را به سینه می زند،حالا وقتی میگم خمینی هم تحریف شد ، شما باز بگید مدرک بیار .
در رابطه با عکس هم بگم ، شما چه کسی رو به عنوان نفر بعدی حدس می زنید؟
ّآه سوختم . آتش گرفتم، به دادم برسید، مادر جان ! خدایا... دستم قطع شده است. چشمم را بیرون آورده اند ، ای عزرائیل بفریادم برس...!
نور دیده ام کشته شد، فرزندانم یتیم شدند ، آه بدن فرزند عزیزم ریز ریز شدو زیر دست و پای لشکریان لگد کوب گردید ...
بوی کباب می آید، نه، بوی مخلوطی از بریان شدن گوشت و سوختن استخوان است، به همراه این بو ، ناله و شیون می آید . هر کجا بساط کباب پهن شده باشد فریاد سرور و شادی همراه دارد ولی این بوی کباب همراه ناله وفریاد ، همراه گریه و زاری ، همراه شور و شیون است.
آه اشتباه کردم ، این بوی بریان شدن برادرم ، بوی سوختن نور دیدگانم ، بوی کباب شدن طفل نازنینم ، بوی نابودی کشتی ستمدیده بینواست.
پدر جان ، من گرسنه ام ، کو غذای شب ما ؟ کو کفش لباسی که وعده دادی؟ کو مخارج تحصیل من ؟ بگو چه کنم ؟ تا کی در مقابل اطفال همسایه و اقوام سربزیر باشم؟
_ نور دیده ام چه کنم ؟ بگو چه کنم ؟ کمرم زیر بار قرض و مالیات خم شده است . نور چشمم . من در آستانه ورشکستگی هستم . عزیزم اگر من می توانم روی تورا ببینم و صدای گرم تو را بشنوم ، برای این است که ورشکستگی من هنوز اعلام نشده. من باید فرار کنم و از دیدن روی تو محروم باشم ...
آه طفلم نیامد . جوان خوش خط و خالم نیامد. مرا به فراق خود مبتلا کرد.
می دانم به دست جاسوسان کشته شده یا دست به خودکشی زده و خود را از بیکاری و فقر نجات داده ؟ آه خوابم تمام شد . قدرتم از دست رفت ... .
واقعاً متاسفم ، واقعاً متاسفم برای این ملت عرب نشینی که هر روز سبیل خود را با یک روغنی چرب می کند .
مگر این مردمانی که فریادشان از عراق ، فلسطین، سودان ... بگوششان می رسد ، هم زبانشان نیستند مگر آنان عرب ، و از یک نژاد نیستند ؟! پس چطور حاضر می شوند که با دشمنان آنان، که دشمنان خودشان نیز هستند دست در یک کاسه ببرند.
نمی دانم ، نمی دانم ، آنها تا کی می خواهند گوشها وچشم های خود را به روی حقایق ببندند و با دشمنان هم زبانشان ، هم سفره شوند .
ز هه کی ! خبر نداری ، آنان اگر شراب ، زن ، ثروت و مقام برایشان جور باشد ، دیگر ، دیگران و دوست و فامیل ، برایشان مهم نیست ، دیگر نمی گویند که او که تادیروز ، شما را تحریم می کرد و به شما حق زندگی نمی داد و می گفت : عرب باید نابود شود ، دست جلوشان دراز کرده و به آنها ، به اصطلاح ، اظهار محبت می کند !.
آخر تاکی، تاکی، تاکی؟؟؟!!!
پینوشت...............................................................................
در اعتراض به سفر بوش به اروپا مردمش این چنین واکنشی از خود نشان می دهند و مردم کره جنوبی در اعتراض به واردات گوشت از امریکا تظاهرات بر پا میکنند و حتی مردم خود کشورش در اعتراض به کارهای دولت ساکت نمی نشینند و تحصن می کنند ولی سال گذشته که بوش به عربستان سفر کرد این چنین واکنشی و مردمش که اینگار هیچ اتفاقی نیافتاده از کنار این موضوع راحت میگذرند .
چرا گاهی بشر آنقدر آسمانی میشود که برای اینکه گودری (سگ فضا نورد شوروی ) در معرض
خطر قرار گرفته تظاهرات بر پا نموده و از این سگ حمایت میکند ولی همین حامیان حیوانات گاهی آنقدر بیباک می گردند که دست به قتل و غارت و خونریزی زده و آزاد مردان را زیر رگبار مسلسل می گیرند و بمبهای میکربی و آتش زا که از پول ملت تهیه شده برای نابودی آنان مصرف می کنند مساجد و قریه ها را زیر انفجار بمب قرار داده و جوی های خون برپاه می اندازند و ارزشی برای بشر قائل نیستند ؟!
چرا با آنکه آنقدر دم از علم و صنعت می زنند و بنام تاسیس و توسعه دانشگاهها و تشریفات سازمان فرهنگی جهانی یونسکو و ... بودجه های هنگفتی از دسترنج مردم فقیر صرف می کنند ، و خود را حامی علم و صنعت می دانند ولی ناگهان همین مراکز علمی را مورد حمله قرار داده وذخائر فکری ملت را زیر رگبار مسلسل مانند گل پر پر نموده و همانند برگ خزانروی خاک می ریزند ؟!
چرا زمامداران داد طرفداری از ملت و تهیه آسایش آنان را می زنند ولی ناگهان همین ملت ، که تا دیروز سنگ طرفداری آن به سینه می خورده است زیر چرخ های تانک و زره پوش ریزریز گردیده و یا در باتلاقها آنان را آتش می زنند و یا زنده زنده زیر خاک نموده ! و یا به دریا می ریزند ؟!
چرا زمامداران گاهی آنقدر متدین می شوند که به کلیسا و مسجد قدم نهاده و به زیارت قبور پیشوایان دینی خود رفته و نسبت به پیشوایان دینی احترام می گذارند ولی ناگهان دین را عامل عقب افتادگی دانسته و آنرا می کوبند و بزرگترین حملات را به کلیسا و مسجد و پیشوایان دینی و قبود آنان می نمایند ؟!
چرا سازمانهای جهانی گاهی آنقدر سخن از تضییع حقوق ملتها به میان می آورند که یک مسئله جزئی بسیار بزرگ می شود و مسئله روز جهان می گردد و دنیا برای آن حساب جدا گانه ای باز می کند ، ولی گاهی مسائل مهمتر از آن را نادیده گرفته و هر قدر ملتها ناله کنند به ناله های آنان توجهی نمی شود ؟!
اینها واقعیت هایی است که در اطراف ما چه در گذشته و چه در حال اتفاق افتاده و اتفاق خواهد افتاد ولی آدمیان نباید بفهمند که ...
باز می گویم ، چه کسی پاسخگوست ؟