سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
ابزار بهینه سازی سایت
 

 

 

هنگامی که این کلمه به گوشتان خورد اولین چیزی که به ذهن شما خطور کرد چه بود؟! این که من یه آدم مصرف گرا هستم؟! اینکه اسراف میکنم یا اینکه باید خساست بیشتری در رفع نیاز هایم انجام میدادم که ندادم؟!
وقتی انقلاب صنعتی در اروپا رخ داد ، پادشاهان قجر در ایران حکومت میکردند، یعنی یک عده آدم بی سواد، نفهم که سرمایه های مملکت را به راحتی در اختیار اروپاییان قرار می دادند و اصلا به عواقب کارهایشان فکر نمی کردند. کافیست نگاه کوتاهی به تاریخ معاصر ایران بیاندازید. خوب حالا چرا من این ها را گفتم، ربطش به این موضوع چیست؟
فرهنگ قناعت در بین ایرانیان یک چیز عجین شده بود، یعنی مردم دنبال تجملات و چیزهایی که اصلا مورد نیازشان نبود نبودند و با کمتر ین ها نیازشان را رفع میکردند.
وقتی  انقلاب صنعتی در اروپا رخ داد، تولیدات انها به صورت تساعدی بالا رفت، خوب قطعا برای فروش این محصولات به بازار عرضه نیازمندند. و چه بهتر که از کشورهای مستعمره استفاده کنند، اما وقتی این اجناس به بازار ما وارد شود و کسی استفاده نکند چه فایده ای دارد؟! برای همین آنها به راحتی طوری روی مردم ما کار کردند که فرهنگ مصرف گرایی را جایگزین قناعت کنند ، این کار را کردند و موفق هم شدند.
اگر از قدیمی ها بپرسید شاید یادشان باشد که ظروف و پارچه های اعلا را می اوردند و با اجناس کنهه مردم مبادله میکردند. خوب کیست که بدش بیاید. (از ساده ترین چیزها استفاده میکردند...)
ما که قناعت کردن جزو فرهنگ اجداد ما بوده حالا چطور شده  که به مصرف گرایی روی آورده ایم؟! از چه کسی تقلید کردیم؟! من هر چه نگاه می کنم که بگویم مردم ما شاید از غربی ها و اروپایی ها الگو برداری می کنند نمی توانم / چون واقعا این طور نیست ، اما میتوانم بگویم  که درست است که ما از آنها تقلید و الگو برداری نکرده ایم اما می توانم بگویم که آنها این الگو را به ما تزریق کرده اند...
م
ایی که عادت داشتیم به دو دست لباس و تا کهنه نمیشد لباس دیگری جایگزینش نمیکردیم حالا چه شده که جا برای لباس هایمان پیدا نمیشود...
الگوی مصرف مان ر ااصلاح کنیم و منحرفش کنیم به ان چیزی که اسلام به ما دستورش را داده نه آن چیزی که عرف مردم ما می پسندد...
چه زیبا می گفت اقبال لاهوری "در مغرب زمین زندگی کردم، در انجا مسلمان ندیدم اما مسلمانی دیدم، در مشرق زمین هم زندگی کردم در انجا مسلمان دیدم اما مسلمانی ندیدم...
درست است که غربیان در عقاید با ما کلی متفاوت هستند اما قبول کنیم که انها بعضی اوقات کارهایی انجام میدهند که عین دستور اسلام است و ما هنوز در ساده ترین چیزها که اسلام به ما دستور داده علت جویی مکینیم و تا دلیلش را ندانیم عمل نمیکنیم، آنها کتب ما را به غارت بردند و عمل کردند و ما هنوز در پی چرایی مطلب هستیم، در پایان بگویم البته اگر بهتان برنخورد ، اینکه قبول کنیم که یه جورایی خود کم بین هستیم و خود را دست کم گرفتیم ... همین
پینوشت............................................................
همشه سعی کرده ام پستم خیلی طولانی نشود و در عین حال همه حرفهایم را بزنم که جای شبهه ای باقی نماند، اما موفق نشده ام، در این رابطه کلی حرف دارم اما...

  • کلمات کلیدی : سیاسی
  • نوشته شده در  پنج شنبه 88/1/6ساعت  12:39 عصر  توسط صور اسرافیل 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    کفر نعمت از کفت بیرون کند
    ولع سیاسیون
    رهبر چگونه باشد خوب است؟
    سکوت جمهوری اسلامی جهت دار است
    زخمی تر از مسیح!
    منتظری تیر در کمان بود
    و باز هم
    از امروز تا دیروز
    غدیر راست بود یا دروغ؟
    سهم ما در نسل کشی صعده
    موسوینگ، سبزینگ، فیلترینگ
    از همون بچگی مخم کار میکرد
    دزدان عمامه به سر
    نذورات برای نیمه شعبان
    [عناوین آرشیوشده]
     
     
    \ >
     
    \